تربچه!

روز پرکار

سلام گلکم خوبی مامانی؟ دیروز روز پرکاری بود! عمه جون سهیلا (عمه ی بابا سینا) از حج اومده بودن و ما دعوت بودیم برا ولیمه. خانوادگی رفته بودن. خیلی کار خوب و جالبی بود. پدر و مادر و دو تا پسرا. فکر کنم خیلی بهشون خوش گذشته! طرف های ظهر رفتیم خونه ی بی بی (مامان بزرگ بابا سینا) برا کمک. با عمه سلما و مهشاد (دخترعموی بابا) رفتیم توی آشپزخونه و کلی کمک کردیم و کلییییییییییییییییییییییی هم خندیدیم خیییییییییییییلی خوش گذشت. زن عموی بابا می گفت کاشکی سهیلا هر روز میرفت حج که ما دور هم جمع بشیم و خوش بگذره!!! مامان جون خدیجه هم گفت خب چرا اون بره, انشاالله خودمون میریم!!! توی این مراسم هم برای اولین بار زن ع...
6 مرداد 1390

آرمه داری خاله جون نرگس

سلام گلکم خوبی مامانی؟ دیروز عصر دعوت شدیم به مراسم "آرمه داری" خاله جون نرگس. خوش گذشت. یعنی بد نبود! سفره ی رنگینی انداخته بودن. سالادالویه، آش ماست، انواع آجیل، نقل و ... خلاصه چندتا از خواهرشوهرهای خاله جون نرگس با بچه هاشون و همه ی خاله های بابا سینا و بچه هاشون بودن. بعد از صرف غذا و کمک در شستن ظرف ها، با عمه سلما و دخترخاله ها و دختردایی های بابا سینا نشستیم و کلی خندیدیم اولش با جک گفتن شروع شد بعدش هم زدیم توی فاز تست هوش و معما! مامانت هم  از این سوال های هوووووش سربلند بیرون اومد!!! بین خودمون بمونه مامانی اونجا یک کم دلم گرفت دائم مراسم آرمه داری خودم رو ...
4 مرداد 1390

مامان هنرمند می شود!

سلام گلکم خوبی مامانی؟ امروز با بابا سینا و مامان جون مرضیه رفتیم ابزار نقاشی و گلدوزی خریدییییییییییییییییییم (آخه اومدیم شیراز) خیلی وقت بود می خواستم خودم رو سرگرم کنم. مامان جون مرضیه پیشنهاد خیاطی داد. اما من گلدوزی و نقاشی رو انتخاب کردم. روزها مامان جون مرضیه بهم درس نقاشی می ده بابا سینا هم امروز حساااااااااابی من رو شرمنده کرد و کلی خرج کرد سینا جون ازت خیییییییییییییییییلی ممنونم من هم به بابایی قول دادم تمام تلاشم رو بکنم تا یک هنرمند تمام عیار بشم! ...
27 تير 1390

ای مخزن سر کردگار ادرکنی ...

سلام گلکم خوبی مامانی؟ امشب یکی از زیباترین و باشکوه ترین شب های خداست شب میلاد امام زمان (عج) امام مهربونمون که همه بی صبرانه منتظر ظهورشون هستیم دیشب خدا این توفیق رو بهمون داد که مسجد جمکران باشیم غروب جمعه ی جمکران به دلگیری معروفه مامانی اما توی اون غروب, همه شادمان از نزدیک شدن میلاد امامشون, شیرینی و شربت پخش می کردن و خوشحال بودن من و بابا سینا هم باورمون نمی شد امام زمان (عج) توی اون جمعه شب نزدیک میلادشون ما رو طلبیده باشن امام مهربونم ازت ممنونم ...
25 تير 1390

دومین کیک بابایییییییییی!!!

سلام گلکم خوبی مامانی؟ امروز بابایی دوباره کیک پخت واااااااااااااای چه کیکی همش کاکائووووووووووووووو با روکش شکلااااااااااااات   من که میمیرم برا کیک کاکائویی دستت درد نکنه بابا سینا عاشقتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتم ...
20 تير 1390

بیخیال پایان نامه!!!

سلام گلکم خوبی مامانی؟ امروز زنگ زدم دانشکده که تاریخ دفاع رو برا 5مرداد بزنم خانم ملک زاده گفت 1مرداد تا 10شهریور دفاع نداریم!!! من هم در کمال خونسردی خداحافظی کردم!   به خودم گفتم: بابا بیخیاااااااااااااااااال   انشاالله شهریور. البته این طوری که داره پیش میره معلوم نمیشه شهریور چه سالی!!!! با این همه ماجرا، دفاع بنده دفاعی در حد المپیک خواهد شد! فعلا که کلی سفر در پیش داریم و طبق معمول می خوایم خوش باشیم ...
18 تير 1390
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به تربچه! می باشد