تربچه!

تربچه ی ما؛ سقای فرشته ها

حسنا بانو

سلام گلکم   خوبی مامانی؟   بالاخره حسنا خانم به دنیا اومد!   بله, هدی خواهردار شد.     هفته ی قبل به دنیا اومد و من شب پیش خاله زهرا توی بیمارستان موندم.   این حسنا خانم ما از ساعت 3 صبح تا 7 صبح یک ریز گریه کرد و من و خاله زری رو زا به راه نمود!   ساعت 7 صبح خوابید اما من و خاله زری دیگه خوابمون نبرد!   من که تا 3 روز بعدش کمبود خواب داشتم!   خدا رو شکر هر دو سالم و سرحال هستن   هدی هم گاهی وقات شیطونی و حسادت می کنه اما خیلی دوستش داره   ما اطرفیان هم تمام اصول ...
6 بهمن 1394

تولد بابا سینا

سلام گلکم خوبی مامانی؟   امروز تولد بابا سینا بود.   صبح از تهران رسید و ظهر هم اومد خونه.   من صبح رفتم اون سر شهر و کیک خریدم.   ما خانوادگی فقط شیرینی میترا رو قبول داریم!   فوق العاده تازه و خوشمزه و باسلیقه درست می کنن.   برا همین راه طولانی رو به جون خریدم! و رفتم از میترا کیک خریدم.   ظهر هم یک جشن کوچیک دو نفره گرفتیم.   جای تو خیلی خالی بود ...   بی صبرانه منتظر فردا هستیم تا حسنا خانم به دنیا بیاد!   خبر دیگه ای نیست دوستت دارم عزیزکم  ...
27 دی 1394

مامان چند روز تنهاست!

سلام گلکم خوبی مامانی؟ بابا سینا رفته تهران عمو سعید ماشین خریده بود و باید ماشینش رو می برد تهران. چون اولین بار بود توی جاده می رفت, سختش بود 900 کیلومتر رو تنها رانندگی کنه برا همین بابا سینا یک روز مرخصی گرفت و با عمو سعید رفت تهران.   راستی فردا تولد بابا سینا هست!   پس فردا هم دخترخاله "زینب" به دنیا میاد بله دیگه هدی خانم هم خواهر شد!     خبر دیگه ای نیست دوستت دارم عزیزکم        صفحه ی مامان تربچه در اینستاگرام kianaafzali@ ...
26 دی 1394

عمه سلما

سلام گلکم خوبی مامانی؟ هفته ی گذشته عمه سلما از آلمان اومد. دو هفته به خاطر تعطیلات کریسمس تعطیل هست. مامان جون خدیجه و باباجون منصور روز قبلش از جهرم رفتن تهران, من و بابا سینا هم یک روز بعد از اومدن عمه سلما رفتیم تهران. یک هفته پیششون بودیم. خوش گذشت. من هم کلی برای هوران مواد اولیه و پارچه خریدم. آخه لوازم کار من, توی تهران خیلی ارزون تر از شیراز هست.   عمه سلما سه روز دیگه برمیگرده آلمان. دیگه نمیاد تا شهریور سال دیگه. یعنی حدودا 9 ماه دیگه.     خبر دیگه ای نیست دوستت دارم عزیزکم  ...
8 دی 1394

بازگشت از حج پرماجرا!

سلام گلکم   خوبی مامانی؟   ما از سفر حج برگشتیم! نمی دونم چی بگم, فقط می تونم بگم که عجیب ترین و پرحادثه ترین سفر زندگیم بود.   الان دارم خاطراتم رو می نویسم و ویرایش می کنم. نمی دونم کی فرصت کنم و بتونم برات اینجا بنویسم. تمام تلاشم رو می کنم که خاطراتم رو به چاپ برسونم, تو هم دعا کن مامانی.   راستی بابا سینا شد حاج بابا منم شدم حاج مامان!     خبر دیگه ای نیست دوستت دارم عزیزکم        صفحه ی مامان تربچه در اینستاگرام ...
27 مهر 1394

شب سفر

سلام گلکم   خوبی مامانی؟   امشب, شب سفر هست   سفر به سرزمین خوبی ها و نور ....   حس خیلی عجیبیه   هیجان, یک کم استرس, ابهام و گنگی   خلاصه حس جدیدیه!   فردا ساعت 4 عصر باید جمع بشیم برا خداحافظی و بعدش بااتوبوس منتقل مشیم به فرودگاه.   ساعت 21:40 پرواز می کنیم. توی اهواز توقف داریم و بعدش میریم به سمت مدینه.   تمام سعی خودم رو می کنم تا خاطرات روزانه رو بنویسم.   خداحافظی ها و حلالیت طلبی ها تموم شده.   مامان جون خدیجه هم رفتن تهران تا عمه سلما رو راهی آل...
10 شهريور 1394

تجربه ی جدید

سلام گلکم   خوبی مامانی؟   ما الان جهرم هستیم, اومدیم برا خداحافظی از فامیل.   دیشب خیلی جاها رفتیم,   خداحافظی برای رفتن به حج, کلا با تصوراتم متفاوت بود!   پر از شادی, پر از بغض ....   تجربه ی جدیدی بود. بزرگ ترین دستاوردش هم, دعای بزرگ تر ها بود که بدرقه ی راهمون شد.   امروز هم چند جای دیگه میریم و فردا سحر برمی گردیم شیراز.   دیگه با بقیه, به صورت تلفنی خداحافظی می کنیم.     خبر دیگه ای نیست دوستت دارم عزیزکم        ...
28 مرداد 1394

همچنان آماده میشویم!

سلام گلکم   خوبی مامانی؟   ما همچنان داریم آماده میشیم برا سفر حج.   دیروز ساعت و روز رفت و برگشتمون مشخص شد.   11 شهریور ساعت 9:40 شب.   13 مهر ساعت 11 شب.   فردا هم داریم میریم جهرم برا خداحافظی از فامیل های بابا سینا.     خبر دیگه ای نیست دوستت دارم عزیزکم        صفحه ی مامان تربچه در اینستاگرام kianaafzali@ ...
26 مرداد 1394

مراسم عقد!

سلام گلکم خوبی مامانی؟   ما الان تهران هستیم! داستان از اینجا شروع شد که بهمون خبر دادن پسردایی بابا سینا به سلامتی میخواد عقد کنه. اون هم کجا؟ اصفهان! از طرفی هم من می خواستم عمه سلما رو حتما حتما قبل از رفتنش به آلمان ببینم, چون واقعا دلم طاقت نداره. با خودمون گفتیم به به, چه موقعیتی بهتر از این!    مامان جون خدیجه و باباجون منصور روز پنجشنبه از جهرم اومدن پیش ما. صبح جمعه هم همگی حرکت کردیم به سمت اصفهان. ساعت 12:30 رسیدیم اصفهان. دایی بابا سینا (پدر داماد!) برای فامیل هایی که از جهرم و شیراز اومدن, خونه ا...
12 مرداد 1394

تنهایی!

سلام گلکم   خوبی مامانی؟   بابا سینا دیروز رفت جهرم.   من به خاطر کارهای نمایشگاه نتونستم برم. دارم حسابی آماده میشم برا نمایشگاه.   البته بابا سینا کارهای مربوط به خودش رو انجام داد و رفت!   آخه بابا سینا خیلی برا نمایشگاه به من کمک کرد.   دستش درد نکنه       عمه سلما هم حدودا یک ماه دیگه داره میره آلمان.   دانشگاه اونجا پذیرفته شد برا ادامه تحصیل.   برا همین رفته جهرم برا خداحافظی از فامیل.     خب   خبر دیگه ای نیست   ...
26 تير 1394
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به تربچه! می باشد